بیانه مجمع سیاسی راه نودر ربطه بابودیجه 1389

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانیه مطبوعاتی مجمع سیاسی راه نو در رابطه با بودجه ملی سال 1389

بودجه یکی از مهمترین مباحث ملی مطرح است؛ زیرا بودجه واقع بینانه و کارآ در سرنوشت اقتصاد، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی کشور تأثیر مستقیم دارد. در تمام جهان پارلمان ها، سنگین ترین مباحث شان را به بودجه اختصاص می دهند و نسبت به این موضوع حساسیت شدید داشته و تأثیرات بحث بودجه، صف بندی های سیاسی را در جامعه ایجاد می نماید.

در کشورما بودجه سازی و تجربه تصویب آن توسط پارلمان، تجربه نو و با تأسف که همراه با نواقص و چالشها می باشد. بخش زیادی از این نواقص به عدم تجربه ارگانهای دولتی به بودجه سازی، عدم تخصص در حوزه توسعه اقتصادی، دیدگاههای تبعیض آمیز، سوء استفاده و اختلاس، شفاف نبودن منابع تمویل و عدم دسترسی به این منابع، عدم شفافیت در مصرف، نبود ظرفیت مصرف بودجه و... بر می گردد. اما؛ تعمد در ساختن بودجه ای که بتوان از آن سؤ استفاده نمود، مشکل اساسی در بودجه سازی است. با تأسف پارلمان نیز در سالهای گذشته، برخورد منفعلانه داشته و هیچگاه تأثیر مثبتی را نتوانسته در بودجه سازی که جزء مهمترین صلاحیت هایش است، داشته باشد.

با توجه به مسایل مذکور و نیز ذکر مواردی از نواقص عمده در بودجه ملی سال 89، از دید ما تصویب بودجه با طرح موجود نه تنها ما را به اداره سالم و حکومت داری خوب نزدیک نمی سازد، بلکه وضع را بدتر می نماید.... ادامه ...

با توجه به کاهش 31 درصدی در بودجه انکشافی، آنهم در پروژه های زیربنایی و افزایش 18 درصدی در بودجه عادی و مصرفی، کشور از مسیر انکشاف و توسعه بازمانده به سوی مصرفی شدن سوق داده می شود.

اکثر موارد تخصیص بودجه انگیزه ها و اهداف سیاسی داشته و مقصد اقتصادی را تعقیب نمی کند. دفتر رییس جمهور به چندین واحد بودجوی تقسیم گردیده و برای هرکدام اقلام درشت مالی تخصیص یافته است، این عمل ضمن غیر قانونی بودن انگیزه های سیاسی دارد. بطور مثال: دفتر رییس جمهور؛ 32110000$، شورای امنیت ملی؛ 15207000$، ریاست عمومی اداره امور، 9091000$، و اداره عالی نظارت بر تطبیق استراتژی مبارزه با فساد و ارتشاء 1341000$. در حالیکه تمام این واحدها زیر مجموعه ریاست جمهوری است.

تخصیص پول به نهادهاییکه موازی نهادهای رسمی و قانونی است. مانند: شورای امنیت ملی که یک ارگان غیر اجرایی مرکب از چند نفر است با داشتن بودجه 15207000 دلاری در مقابل ریاست عمومی امنیت ملی.

انتقالی بودن بیش از50% بودجه انکشافی، برخلاف قوانین مالی کشور، بطور مثال از وقت کار قانونی سرکهای حلقوی دو سال سپری شده و یا مثلاً سرک کابل-بامیان از سال 82 تا به هنوز بودجه انتقالی دارد.

سیاسی شدن بعضی پروژه های ملی نظیر سرک کابل-هرات از مسیر هزاره جات که از سال 1348 تا به هنوز بر سر آن بازی سیاسی می شود.

تبعیض آمیز بودن بودجه در سکتورهای مختلف، از جمله زراعت، انرژی و آب و...

شفاف نبودن تخصیص پول به بعض موارد کلی که زمینه های اختلاس و تبعیض را فراهم می نماید: نظیر، احیای سراسری پروژه های کوچک، متوسط و بزرگ سنتی آبیاری، برنامه ملی سرکهای روستایی، بسته کمکهای اولیه طبی، پروژه عاجل مالداری، مبارزه همه جانبه علیه آفات نباتی، پروژه عاجل باغداری و...

تخصیص 641000000$ برای کودهای احتیاطی که اکثراً توسط وزرا و حکم رییس جمهور مصرف می شود و جنبه سیاسی و فساد و اختلاس دارد.

با توجه به موارد یاد شده و دهها مورد دیگر، از دید ما بودجه پیشنهادی حکومت برای سال مالی 89 غیر قابل قبول بوده و باید از سوی ولسی جرگه رد گردد.

مجمع سیاسی راه نو

5/1/1389

 

درافغانستان بودیجه، ملي شده ميتواند؟

آیادرکشورمثل افغانستان، بودیجه ملي شده ميتواند؟

این روزهادرپارلمان افغانستان بودیجه سال۸۹ زیرکاراست .جای تامل این جااست که درکشورمثل افغانستان بودیجه ملی ساخته شده مي توانديا خیر؟بودیجه ملی مثل هرکارملی دیگرنیازبه اندیشه ملی دارد، حال اينکه دراین کشورهنوزفکرملی جوانه هم نزده است،ازبزگترين افتخارات يك رهبركه باكمال تاسف همگي درپيرامن كرزي گرد آمده اند، پرداختن به عشيره،قوم واولادش مي باشد.شركت اقوام درقدرت سياسي كشورمثل شركتهاي تجارتي سهامي شده است، بيست في صدسهم من، چهيل في صدسهم توتبديل بعرف پسنديده و باورشده است و.... پس به نظرنگارنده سخن ازبوديجه ملي درچنين كشوري  نزديك تربيك  فريب است تا  يك واقعيت،تيم برسراقتدار مي خواهندبراي جامعه جهاني صورت مصرف وبراي ملت افغانستان هم يك فريب تحويل بدهند.به عنوان نمونه بوديجه سال  ۸۹ نصف اش  درقبضه شخص كرزي مي باشد،اوازآن هرگونه كه بخواهد واراده نمايد بهره مي گيرد.چون دروزارتخانه هاي سكتوري آن پولها به مصرف نمي رسدتا نمايندگان مردم ازمصرف كننده حصاب گرفته بتوانند.آن ارقام بدون هيج گونه ردپاي باامضاي شخص رييس جمهوردرهركجاكه دلش بخواهدمصرف شده ميتواند.به عنوان نمونه پول اوپراتيفي والي هاازهمين طريق تامين مي شود بهر والي اي كه كرزي دلش ميخواهد،پول اوپراتيفي ميدهد به يك والي ميليونهاپول اوپبراتيفي پرداخته مي شود،به يك والي ديگر هم هيچ؟. آن والي نيزمثل كرزي آن پول رادرهركجاي كه ميلش شدبه مصرف مي رساندوبه هيج كسي حصابده هم نمي باشد،زيراهيج كس خبري ازكم وكيف آن مبلغ ندارد،ازنامش هم هويداست، پول اوپراتيفي؟؟؟.

نمونه ديگر دراين بوديجه كودهاي احتياطي است كه آنرا نيزكسي نمي شناسد،پارلمان هم چون درگروگان يك قوم خاص ، يابه تعبيرديگرسهم يك قوم  خاص است ، تازمان به دونبال اينگونه مساييل ملي ميگردندكه سهم خود وياقومش را ازقدرت بدست نيارده باشد هنگام كه مردا شان حاصل گرديد يك باره تمام قال وقيل ها ختم ميگردد،شخص كرزي سازنده اين آشفته بازاراست ازاين وضعيت بالاترين كمايي را براي قوم وخويشاوندانش مي نمايد. آدمهاي پيرامونش نيزمثل روبادر جنگل كه ازشيكارگرگ بهرمي جويندبهرمندمي شود.دريك چنين آشفته بازاری بهترين زمينه رشد فساد مهيااست شخص نفراول آلوده به بدترين نوع امراض اجتماعي مي باشد ، بنا اوهيجگاهي نمي خواهدويانمي تواندكه ازبدي ها،كجيهاوفسادجلوگيري بعمل آورد.با كمال تاسف تاريخ اين سرزمين ازاين قبیل مسايل ساخته شده است،هيج شاهي، هيج رييس جمهوري در اينجا انديشيه ملي ندا شته است،براي چندروزباقي ماندن قدرتش به هرلاكي هم سرفروبرده اند،لاك مذهبي،سكولاري،جمهوريت و ديموكراسي...

راه چاره؟؟؟

اول تر ازهمه ايجاد تغييردرباورمردم ، تازمان كه مردم قومي، سمتي،لساني،مذهبي وگروهي فكرمي كنند، مگرمي توانندكه برخلاف انديشه اش كاري انجام دهند؟ انسانهاجزانديشه اش چيزي ديگري ندارندكه بروز دهند، جهان بيني هرانسان انسانيت اورا به نمايش مي گذرد، علي(ع) راطرزنگاهش، باورش، ايمانش علي(ع) مي سازد، فرعون راهم جهابيني وطرزنگاه اش فرعون مي سازد، ملاعمرراهم باورهايش ملاعمرساخته است نه شي ديگري، كشورهاي صنعتي رانيزباورهاانديشه انساني وزيبايي نگاه شان، به سوي سروت وپيش رفت سوق داده است نه چيزديگري .

دوم:- جغرافياي اين كشوربايدتعريفي پيداكند،هم اكنون هيج كس نمي داندكه اين كشورشرق وغرب، شمال وجنوبش كجااست ؟ ايا اين كشور،پشتونستان كبيراست؟ تا تمام قوم محترم پشتون را ازهردوطرف مرزديورنددربرگيرد؟ يانه اينجاافغانستان است كه ازخودحد و مرزمعين دارد؟ گويندكه داكترنجيب بيچاره هم سربرسرهمين سردرگمي نهاده است، ازاوخواسته اند كه امضاي رسميت خط ديودند را به قيمت جانش بنمايد، ولي اوچون نمي دانست وياحداقل برايش روشن نبود ازنا چارگردن بزيرتيغ نهاده مانند صدهاهزارانسان اين سرزمين قرباني همين سردرگمي گرديد. درصورت عدم تعريف جغرافياي اين كشورشايدصدها داكترنجيب ديگررا بكام مرگ بكشاند. وقت جغرا فياي كشور معين شد يك چيزكاملا طبيعي است كه ساكنين كشورهم تعريف وجمعيت اين كشورنيزمعين مي شود. تاهم اكنون رمه هاي مالداران پاكستاني ازآن طرف مرزها هربهاروارداين طرف مرزشده تمام علفه و چراگاهاي مارا  بلعيده گوسفندهاي لاغ ومردني فربه گرديده بازميگردد، اي كاشكه  به آن بسنده نمايند، هرسال حوادث جنايي فراواني را دامن مي زنند، هيج دادگاهي هم دراين كشورآن هارا محاكمه كرده نمي تواند چون بعدازجنايت بسوي انطرف مرز كوچ مي كنند وآن سوي مرزهم كشور بنام پاكستان موجوداست ازخودقانون و دادگاه خاصش را دارد.  درآخرنتجه اين مقال چنين می شود .


 1:- اولتر ازهمه بايد باورمردم افغانستان انساني وملي گردد تاثمره آن نتجه بخش وشرين شود.

2:-  جغرافيا ومرزوبوم اين كشورمعين گرددتامردمش نيز حدود وجايگاه اش را باز يابند،درصورت عدم

انجام اين دواصل مطرح شده به نظرنگارنده هيج گاهي، هيج طرحي ملي نخواهدگرديد.

به اميدآن روزكه انديشه ها و سياست درافغانستان انساني شود.